ميرزا محمد حيدر دوغلات
195
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مذكور محسوب مىشده تا احياء استعمال آن براى يك ناحيه يا كشورى خاص . به گفتهء ژولين ، بيل ، و مفسران ديگر ، نام سو - يه ( در رابطه با منگلاى يا با هر كلمهاى ديگر ) در سده هفتم از سوى هيوئين تسانگ زائر چينى ، براى شهر يا آبهاى علياى چو ، به كار رفته كه در آن هنگام پايتخت برخى از خانان ترك بوده ، با اين حال آقاى واترز تأكيد مىكند كه اسم موجود در سفرنامه هيوئن تسانگ ؛ سو - يه خوانده نمىشود ، بلكه بايستى آن را سو - سه يا سو - شه خواند . اين محل چنان كه بعدا خواهيم ديد ( ر . ك : پىنوشت شمارهء 627 ، ص 769 ) به احتمال زياد همان بالاساغون بوده است . اگر چنين باشد اين ناحيه در فاصله اندكى از شمال فرغانه قرار داشته و به همين جهت در داخل ناحيهاى كه ميرزا حيدر آن را منگلاى سويه ناميده نمىگنجيده است . به علاوه ميان هيوئن تسانگ و ميرزا حيدر ، چيزى حدود نهصد سال فاصله است و فردا اخير به هيچوجه نمىگويد كه نامى باستانى را به كار برده است . سو - يه يا سو - سه ، در حقيقت از سوى نويسندگان چين براى محل ديگرى به كار رفته ، اما به احتمال قريب به يقين در هجاء سو ، تا اندازهاى با بخشى از ولايت مؤلف ما - يعنى با كاشغر - ارتباطى وجود دارد . نام باستانى كاشغر ، سو - لى ( چينىها به تازگى اين نام را رواج داده و آن را نام رسمى كاشغر ساختهاند ) بوده و به گفته هيوئن تسانگ « اراضى واقع در ميان رودخانه شهر سو - يه تا [ غرب ] سرزمين كىشوانگنا ، سو - لى نام دارد و مردم نيز به همان اسم شناخته مىشوند » . ( ik uyis اثر بيل ) . كى شوانگنا ، را همان كش در ماوراء النهر دانستهاند و اگر اين امر درست باشد بدان معنى خواهد بود كه بخش اعظم گذرگاه ميان تركستان غربى و ماوراء النهر در سدهء هفتم ، شهر ( و شايد نواحى ) كاشغر نام داشته ، هرچند كه محل اخير از هر جهت دور از اراضى سرزمين ميان چو و كش قرار گرفته است . بدين ترتيب ، اينكه آيا مىتوان به هر صورت ممكن ميان سو - يه ، سوسه ، يا سو - لى هيوئن تسانگ با سويهء ميرزا حيدر ارتباطى ايجاد كرد يا نه ، كاملا در پردهء ابهام باقى مىماند ، اگر قرائت سو - سه به جاى سو - يه از طرف آقاى واترز درست بوده باشد ، نظريه مذكور نمىتواند معتبر تلقى گردد ( ر . ك : به ver anihc در ادامه مطلب در پائين . ) در اينجا عبارت شگفتى را مىتوان مطرح ساخت كه در فرهنگ جغرافيايى [ معجم البلدان ( م ) ] ياقوت ، مؤلف عرب موجود است و ثوننليه ) reilennoht ( به ترجمه آن اقدام كرده . وى مىنويسد : « فرغانه ، . . . هممركز تركستان در ناحيه هيطل در راستاى طلوع خورشيد . . . » [ ترجمه به فرانسه است و حدود نيم سطر هم بقيه دارد و چون مطلب مهم همان « در راستاى طلوع خورشيد » است از ذكر بقيه مطلب صرفنظر شد ( م ) ] اگر چه اين عبارت براى روشن ساختن مطلب مورد نظر بسيار مبهم است ، اما نكته برجستهاى در آن به چشم مىخورد و آن عبارت از اين است كه در اين ناحيه خاص ، قطعه يا ولايتى با عنوان « آفتاب روى » وجود دارد . در خصوص محدوده ارائه شده براى منگلاى سويه ، تنها نامى كه در ميان اسامى تعريف شده از سوى مؤلف ، امروزه ناشناخته مانده ، ظاهرا مربوط به مرز غربى است . سام غز ( يا مطابق قرائت من به طور سر هم ، سامغز ) و جاقشمان در حقيقت موضوع برخى از مباحثات هستند . اما قرائت آنها به هر ترتيب كه باشد من هيچ محلى را نمىيابم كه جانشين يكى از آنها به عنوان مرز غربى فرغانه بوده باشد ، جز شهرى كوچك يا دهكدهاى كه در نقشه ريته و اوئتزل ) lezteo dna rettir ( مربوط به سال 1841 با عنوان سام سيراق واقع در آنگرن از توابع سيحون ، حدود ميانى خجند و تاشكند ديده مىشود . موقعيت دقيق اين نواحى ، به طورى كه مؤلف هنگام صحبت از تمام حدود فرغانه با ذكر اسامى اخسيكث و كاسان به قدر كافى مشخص ساخته ، از اهميت زيادى برخوردار نبوده است . از ميان اينها اولى امروزه موجود نيست اما مشهور است كه در محل نمنگان فعلى قرار داشته در حالى كه كاسان نيز قدرى دور تر در غرب واقع بوده و نتيجتا از حدود غربى آن ولايت فاصله چندانى نداشته است . در مورد مرزهاى ديگر ترديدى باقى نيست جز تفصيلات آنها . كاسان و